22 آبان 96
امروز میخواستیم یه سر بریم خونه بابا جونینا ,گیر دادی که میخوام این لباسم رو بپوشم,عشق لباسهای خوشگل پوشیدن و تیپ زدن رو داری,این لباس رو هم چند وقت پیش که با هم رفتیم بیرون برات خریدم,البته رفته بودم برات یه بلوز بخرم که اینوو دیدیم و هم من هم خودت خوشت آمد ,خریدیم عشقم 



اینم ژستهاییی که با لباست آمدی
️






این آخری رو خیلی دوست میدارممم جوجه



جالب اینه که وقتی رسیدی پشت در خونه بابا جونشون کاپشنت رو جلوشو سفت گرفتی میگی مامان جون نبینه لباسم رو سوپرایییز بشه

من و بابا رضا هنگ کردیم 


چییی سوووپرایززز

اینم ژستهاییی که با لباست آمدی





این آخری رو خیلی دوست میدارممم جوجه
جالب اینه که وقتی رسیدی پشت در خونه بابا جونشون کاپشنت رو جلوشو سفت گرفتی میگی مامان جون نبینه لباسم رو سوپرایییز بشه
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


22 آبان 96
